تبلیغات
مهندسی برق الکترونیک
 
مهندسی برق الکترونیک
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

 یک تقویت کننده سیگنالی را از یک مبدل انرژی یا منبع ورودی مشابه دیگری دریافت نموده وتقویت شده آن را به وسایل خروجی یا طبقات تقویت کننده دیگر تحویل می دهد.

سیگنال حاصل از یک مبدل معمولا کوچک  است ( حدود چند میلی ولت از کاست  یا ورودی سی دی ) و نیاز به تقویت به میزان کافی برای راه اندازی وسایل خروجی دارد.( مثل بلندگو و وسایل مشابه آن ).

در تقویت کننده های سیگنال کوچک فاکتورهای مهم ، خطی بودن تقویت و اندازه بهره می باشد، چون سیگنال ولتاژ و جریان در تقویت کننده های سیگنال کوچک ، کوچک هستند مقدار ظرفیت توان جابجایی و راندمان توان مورد توجه نیست.

یک تقویت کننده ولتاژ در واقع ، ولتاژ را تقویت می نماید تا سیگنال ورودی به تقویت کننده های قدرت زیاد شود.

از طرف دیگر ، تقویت کننده های قدرت یا سیگنال بزرگ  توان کافی برای بار خروجی مانند بلندگو یا سایر وسایل قدرتی تهیه می کنند که معمولا بین چند تا ده ها وات است.

در مطالب زیر اشاره بنده به تقویت کننده های سیگنالهای بزرگ با سطوح جریان متوسط تا بالا خواهد بود.

امکانات اصلی تقویت کننده های سیگنال بزرگ راندمان توان مدار ، حداکثر توانی که مدار قادر به تحمل آن است و قابلیت تطبیق امپدانس آنها با وسایل خروجی است.


یک روش برای دسته بندی تقویت کننده ها تعریف کلاس برای آنهاست.

اصولا کلاس یک تقویت کننده بیانگر تغییرات سیگنال ورودی در طول یک سیکل کار آنست.

تعریف خلاصه ای از کلاس تقویت کننده ها در زیر بیان شده.


کلاس A 


در این کلاس سیگنال خروجی در تمام 360 درجه از سیکل ورودی تغییر می نماید. 

لازمه این عملکرد این است که نقطه Q( نقطه کار ترانزیستور ) در سطحی قرار بگیرد که حداقل نیمی از تقییرات خروجی بدون افزایش یا کاهش بی رویه و محدود شدن بوسیله سطح بالا یا پایین ولتاژ تغذیه قادر به تغییر باشد که این بحث سطح پایین معمولا 0 ولت است.


کلاس B


یک مدار کلاس ب تنها در نیمی از سیکل سیگنال ورودی ، یا در طول 180 درجه به خروجی اجازه تغییر می دهد.

بنابراین نقطه تغذیه DC برای کلاس ب ، 0 ولت است و خروجی تغییر خود را در طول یک سیکل از این نقطه شروع می کند.

آشکار است که چنانچه تنها نیم سیکل در خروجی موجود می باشد این خروجی تولید صحیح و کاملی از ورودی نیست.

برای تولید کامل نیاز به دو عملگر کلاس B می باشد.یکی برای تولید نیم سیکل مثبت و دیگری برای تولید نیم سیکل منفی .سپس دو نیم سیکل های ترکیب شده خروجی 360 درجه ای را بوجود خواهد آورد.

این نوع اتصال به نام پوش-پول نامیده می شود که خود آن مبحث جدا و مفصلی است.

توجه کنید که عملکرد پوش-پول خود مولد اعوجاج در سیگنال است زیرا تولید خروجی در آن فقط در طول 180 درجه از تغییرات سیگنال ورودی میسر است.


کلاس AB 


می توان یک تقویت کننده را در یک سطح DC ، بالاتر از جریان پایه صفر در کلاس B و بیش از نیمی از ولتاژ تغذیه در کلاس A تغذیه نمود که این حالت کلاس AB نام دارد.

عملکرد AB باز هم برای ایجاد موج کامل به مدار پوش-پول نیاز دارد، ولی سطح تغذیه معمولا به جریان صفر پایه به خاطر راندمان بهتر توان ، که در رابطه با آن بحث خواهیم کرد ، نزدیکتر است.

تغییر سیگنال خروجی بین 180 تا 360 درجه می باشد و شبیه هیچیک از دو عملکرد کلاس A  یا B نیست.


کلاس C 


یک تقویت کننده کلاس C برای کار در سیکلی کمتر از 180 درجه تغذیه می شود و تنها با یک مدار تشدید که سیکل کامل را بازاء فرکانس تشدید ایجاد می نماید قادر به کار می باشد.

بنابراین این کلاس در زمینه های خاصی از مدارهای تشدید مانند رادیو یا سیستمهای مخابراتی قادر به کار است.


کلاس D


این کلاس کار نوعی عمل تقویت است که در آن سیگنالهای پالسی تولید می شود.

این سیگنالها برای دوره کوتاهی موجود وبرای مدت طولانی تری غایب می باشند.

استفاده از تکنیکهای دیجیتال می تواند تهیه سیگنالی که در طول یک پریود کامل متغیر باشد را ممکن سازد ( مدارهای نمونه بردار و نگهدارنده ) تا بدینوسیله خروجی از تعدادی قطعات سیگنال ورودی دوباره سازی شود.

مزیت عمده کلاس D این است که تقویت کننده فقط برای فاصله زمانی کوتاهی روشن است و راندمان کافی عملا می تواند ، همانطور که در زیر بحث شده خیلی بالا باشد.



راندمان تقویت کننده


راندمان قدرت یک تقویت کننده ، که بصورت نسبت توان خروجی به توان ورودی تعریف شده ، با رفتن از کلاس A به D بهبود می یابد.

به بیان کلی تر ، می بینیم که تقویت کننده کلاس A ، با سطح ولتاژ تغذیه ای برابر بانصف سطح ولتاژ منبع ولتاژ ،مقدار قابل توجهی توان برای حفظ وضعیت خود،حتی در صورت نبودن سیگنال ورودی ، مصرف می کند.

این سبب وجود یک راندمان ضعیف می گردد.بخصوص وقتی سیگنالهای ac کوچک با توان کم به بار منتقل میگردد.

در واقع ، راندمان ماکزیمم برای توان کلاس A ، که در ازاء بیشترین تغییر ولتاژ یا جریان خروجی رخ می دهد ، برای روش تغذیه مستقیم بار ، فقط 25% و برای اتصال بوسیله ترانس 50% است.

برای کلاس B ، که در آن توان تغذیهDC بهنگام نبود سیگنال وجود ندارد می تواند حداکثر به راندمان 78.5% برسد. 

در کلاس B ، ساخت یک مدار پوش - پول با بهره گیری از کوپلاژ ترانس و یا عمل مکمل با استفاده از ترانزیستورهای npn وpnp که تولید سیگنالهای مخالف را ممکن می سازند میسر است.

چون کلاسAB از نظر تغذیه بین کلاس A  و B قرار دارد راندمانش نیز بین آنهاست ، یعنی بین 25% تا 78.5%.

کلاس D می تواند به راندمانی بیش از 90% برسد و بهترین کلاس در بین تمام آنهاست.


استفاده از ترانس ضمن اینکه تولید سیگنالهای مخالف را امکان پذیر می سازد در مدارهایی که از ترانس درآنها استفاده شده آنها را بسیار بزرگ می نماید.

بکارگیری مدارهای بدون ترانس که در آن از ترانزیستورهای مکمل استفاده می شود عملکرد یکسانی را در حجم کوچکتری امکان پذیر می سازد.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/32/Classes_of_amplifier_operation.svg/600px-Classes_of_amplifier_operation.svg.png

File:Pwm amp.svg


                                                                           Class D



 

 

کلاس      –       سیکل کار      –      راندمان


کلاس  آ        –       360  درجه            –    25% تا 50%

کلاس  آ-ب    –     180 تا 360 درجه     –   25% تا 78.5%

کلاس  ب      –     180 درجه                –   78.5%

کلاس  س     –      کمتر از 180 درجه     -     ؟

کلاس  د       –      کار پالس                  –   بیش از 90%



؟ : از کلاس C معمولا برای ارائه مقادیر قابل توجه توان استفاده نمی شود ،از اینرو راندمان در اینجا داده نشده است.

http://www.rmcybernetics.com/images/main/pyhsics/sine_wave.jpg



پس دوستان نتیجه می گیریم که در کلاسD می تونید با کمترین جریان مصرفی از برق ماشین بیشترین توان ممکن رو بخاطر بالاترین راندمان نسبت به کلاسهای دیگه و استفاده از ترانزیستورهای قدرت MOSFET که خود مقوله جدا و مفصلی هست بگیرین.

در ضمن بخاطر مدولاسیون عرض پالس و تقویت دیجیتالی صدا ، بالاترین کیفیت و کمترین میزان نویز را در امپهای کلاس D بدست خواهید آورد که شرکت پایونیر هم در شکلها و جداولی که پیوست کردم بهشون اشاره کرده و نمونه بارز آن امپ Pioneer-PRS-D4200F است !


AIR STUDIOS تصویر زیر را الصاق کرده است:
18.jpg
19.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 آبان 1395

 دردسته بندی امواجی که قبلا ذکر شد هر گروه کاربردهای خاص خود را دارد در زیر برخی از آنها آمده است :

۱-متحرک هوانوردی

۲-ناوبری رادیویی

۳- آماتور

۴-آماتور ماهواره ای

۵-پخش همگانی صدا

۶- متحرک خشکی

۷-متحرک دریایی

۸- هواشناسی ماهواره ای

۹-تعیین موقعیت رادیویی و ماهواره ای

۱۰-تحقیقات فضایی

۱۱-پخش تصاویر تلویزیونی

و غیره... که خود نیز دارای دسته بندی هستند.

یک موج رادیویی یک موج الکترومغناطیسی است که میتواند بوسیله یک آنتن انتشار یابدوهمانطور که میدانید امواج رادیویی فرکانسهای متفاوتی دارند  یکی از  سوالهای ابتدایی شما ممکن است این باشد که چرا برخی از امواج و فرکانسهایی که حتی بر روی یک باند مشترک منتشر می شوندمثلا باند "F M" چرا بوسیله رادیوهای گیرنده خانگی قابل دریافت نمی باشند؟
پاسخ این است که گیرنده خانگی شما فقط میتواند باندهاوفرکانسهایی را که کارخانه سازنده از پیش برای آن تعیین کرده و مثلا برای موج
  FM    بین   megahertz   88 تا   megahertz   108 می باشد را دریافت نماید

                  - در زیر بخشی از كاربردهای این امواج با ذكر محدوده فركانسی آمده است:

رادیوهای AM از 535 کیلو هرتز تا 1.7MHz

رادیوهای موج كوتاه: 509 MHz تا 26.1 MHz

رادیوهای باند شهری: 26.96MHz  تا 27.41MHz

رادیوهایFM از 88 تا 108MHz

و برخی تقسیمات جزئی‌تر عبارتند از:

سیستم‌های دزدگیر، دربازكن بدون سیم پاركینگ و ... : در حدود 40MHz

تلفن‌های بدون سیم متداول: در حدود 40 MHz الی 50 MHz

هواپیماهای مدل كنترلی: در حدود72MHz

ماشین‌های اسباب‌بازی رادیو كنترلی: درحدود 75MHz

گردنبند ردیابی حیوانات: 215MHz الی 220MHz

تلفن‌های سلولی (مانند موبایل):824MHz الی 849MHz

تلفن‌های جدید بدون سیم: در حدود 900MHz

سیستم‌های موقعیت‌یاب ماهواره‌ای: 1.227 MHz الی 1.577 MHz



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 شهریور 1395

امروزه و در عصر پیشرفت تكنولوژی، كاربرد و استفاده از طیف‌های فركانسی و امواج رادیویی در حال گسترش روزافزون است. مهم‌ترین مزیت این فناوری كاهش حجم اتصالات و وسایل رابط همچون سیم‌ها و كابل‌ها هستند كه در نتیجه موجب كاهش چشم‌گیر هزینه‌ها می‌گردند. به طوری كه روابط بدون سیم جایگزین مطمئن آنها می‌شوند.

ارتباطات به وسیله امواج رادیویی، برپایه قوانین فیزیك و انرژی امواج الكترومغناطیسی استوار است. بدین منظور برخی مفاهیم اولیه مربوط به این موضوع را به اجمال از نظر می‌گذرانیم.

* همه ما تاكنون عباراتی نظیر UHF, VHF, AM, FM و ... را شنیده‌ایم. فضای اطراف ما آكنده از امواج رادیویی است كه در تمام جهات در حال انتشار و عبور و مرور می‌باشند. اصولا یك موج رادیویی یك موج الكترومغناطیسی می‌باشد كه معمولا توسط آنتن منتشر می‌گردد. امواج رادیویی دارای فركانس‌های مختلفی هستند، كه برحسب كاربری مطابق با استانداردهایی تقسیم‌بندی شده‌اند. در آمریكا FCC كمیته ملی ارتباطات مسئولیت مدیریت و تصمیم‌گیری در مورد تخصیص طیف‌های فركانسی و صدور مجوز و یا تعیین استانداردها را برعهده دارد.

امواج رادیویی در هوا با سرعتی نزدیك به سرعت نور انتقال می‌یابند. این امر یكی از مهم‌ترین مزایای این فناوری می‌باشد كه نقش بسزایی در تسریع ارتباط به عهده دارد.

واحد اندازه ‌گیری فركانس رادیویی hertz "هرتز" یا "سیكل بر ثانیه" است و برای فركانس‌های بزرگ‌تر، جهت خواندن و نوشتن از عباراتی مانند KHz "كیلوهرتز"، MHz "مگا هرتز" و ... استفاده می‌شود. در جدول  تقسیم بندی فركانس‌ها برحسب واحد آمده است.

امواج رادیویی دارای فركانس‌ها و باندهای مختلفی هستنتد، به وسیله یك گیرنده مخصوص رادیویی شما می‌توانید، امواج مربوط به همان گیرنده را دریافت نمایید. برای مثال زمانی كه شما مشغول گوش دادن به یك ایستگاه رادیویی هستید، گوینده فركانس 91.5 MHz و باند FM را اعلام می‌كند. رادیوی FM شما تنها می‌تواند گستره فركانسی تخصیص یافته مربوط به خود را دریافت نماید.

Wavelength یا طول موج یك سیگنال الكترومغناطیسی با فركانس یا بسامد آن رابطه معكوس دارد، بدین معنی كه بالاترین فركانس كوتاه ‌ترین طول موج را دارا می‌باشد . در كل سیگنال‌های با طول موج‌های بلند تر مسافت بیشتری را می‌پیمایند و از قابلیت نفوذ بهتری در میان اجسام در برابر سیگنال‌های دارای طول موج كوتاه برخوردارند.

جدول باندهای فرکانسی

مخفف باندها

گستره فرکانس

تقسیمات

نمادها

b.mam

( 3-30) KHz

امواج۱۰ هزارمتری

VLF

b.km

(30-300) KHz

امواج کیلومتری

LF

b.hm

(300-3000) KHz

امواج هکتامتری

FM

b.dam

(3-30) MHz

امواج دکامتری

HF

b.m

(30-300) MHz

امواج متری

VHF

b.dm

(300-3000) MHz

امواج دسیمتری

UHF

b.cm

(3-30) GHz

امواج سانتیمتری

SHF

b.mm

(30-300) GHz

امواج میلیمتری

EHF

 

3000GHz-300

امواج دسیمیلیمتر

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 شهریور 1395

دستور plot ، بردارهایی از اعداد را دریافت کرده و آنها را به صورت شکل ترسیم می کند. در واقع دستور plot مقادیر گسسته را که هر کدام به صورت یک نقطه می باشند، پشت سرهم قرار می دهد و سپس آنها را با خط به هم وصل می کند تا بتوانیم آنها را به صورت یک شکل پیوسته ببینیم و بدین ترتیب به ارتباط کلی آنها پی ببریم. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

x=[1 2 3 4 5]
y=[3 4 5 4 3]
plot(x,y)

نتیجه :

ترسیم شکل در متلب با دستور plot

حال فرض کنید بخواهیم تابعی بر حسب متغیر x را برای بازه ای از تغییرات x رسم کنیم، ابتدا باید متغیر x را به صورت برداری از نقاط آن بازه تعریف کنیم. بازه مورد نظر ما پیوسته است و شامل تعداد بینهایت عدد می باشد، اما ما باید تعداد نقاط را به گونه ای انتخاب کنیم که حداقل تعدادی باشند که شکل تابع را به خوبی نمایش بدهند. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

x=-1:0.1:1;
plot(x,x.^2-2.*x)

نتیجه :

ترسیم شکل در متلب با دستور plot

در دستور فوق، دقت کنید که در تعریف تابع، پس از x یک علامت نقطه (.) نوشته شده است. وجود این علامت، ضروری است و مشخص می کند که هر عنصر بردار x باید به توان 2 برسد، نه این که کل بردار x به توان 2 برسد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 30 خرداد 1395
در متلب، با استفاده از دستور ezplot ، می توانیم توابع را به صورت گرافیکی رسم کنیم. تنها کافی است که ابتدا عبارت تابع و سپس محدوده ای که می خواهیم تابع در آن محدوده رسم شود را مشخص کنیم. به مثال زیر توجه کنید :
مثال

ezplot('x^2+2*x+1',[-3,3])

نتیجه :

متلب یک پنجره جدید را باز کرده و نتیجه را به صورت یک شکل نمایش می دهد :

ترسیم گرافیکی توابع در متلب با دستور ezplot

عبارت [3,3-] ، محدوده ای که می خواهیم تابع رسم شود را مشخص کرده است.

دقت شود که برای تعریف عبارت مربوط به تابع، از علامت ' استفاده کردیم، در صورتی که بخواهیم از این علامت استفاده نکنیم، باید قبل از استفاده از دستور ezplot ، متغیر x را برای متلب به صورت سمبلیک تعریف کنیم. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

syms x
ezplot(x^2+2*x+1,[-3,3])

نتیجه :

نتیجه دقیقا همان شکل مثال قبل می باشد.

مشخص کردن عنوان برای شکل خروجی :

چنانچه بخواهیم که شکل ترسیم شده توسط دستور ezplot (و یا هر روش دیگر) دارای عنوان خاصی باشد، باید در خط بعدی پس از دستور ezplot از دستور title استفاده کنیم. این دستور یک رشته (مشخص شده با علامت ') را دریافت کرده و به صورت عنوان در بالای شکل نمایش می دهد. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

ezplot('x^2-3*x',[-3,3])
title 'plot function'

نتیجه :

ترسیم گرافیکی توابع در متلب با دستور ezplot

مشاهده می کنید که عبارت plot function در بالای شکل نمایش داده شده است.

فرض کنید بخواهیم حدود محورهای افقی و عمودی را تغییر بدهیم، برای این کار باید از دستور axis استفاده کنیم. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

ezplot('x^2-3*x',[-3,3])
title 'plot function'
axis([-4 4 -4 24])

نتیجه :

ترسیم گرافیکی توابع در متلب با دستور ezplot

در دستور axis ، درون براکت، چهار عدد نوشته شده است که دو تای اول، حدود محور افقی و دو تای دوم، حدود محور عمودی را مشخص می کنند.

چنانچه تمایل داشته باشیم که تنها حدود یکی از محورها را تغییر دهیم، می توانیم از دستور axis استفاده کنیم، به این صورت که هر چهار عدد نوشته شود و سپس تنها دو عدد مربوط به محوری که می خواهیم حدودش تغییر کند را تغییر دهیم. اما این کار را با دستورهای xlim و ylim نیز می توانیم انجام بدهیم. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

ezplot('x^2-3*x',[-3,3])
title 'plot function'
xlim([-5 5])

نتیجه :

ترسیم گرافیکی توابع در متلب با دستور ezplot
مثال

ezplot('x^2-3*x',[-3,3])
title 'plot function'
ylim([-5 30])

نتیجه :

ترسیم گرافیکی توابع در متلب با دستور ezplot

برای بستن پنجره ای که شکل را نمایش می دهد، می توانید به روش های زیر عمل کنید :
1- در پنجره Command ، کلمه close را تایپ کرده و کلید enter را فشار دهید ( close اجرای دستور ).
2- بر روی دکمه close در بالای خود پنجره نمایش دهنده شکل، کلیک کنید.
3- از منوی file ، گزینه close را انتخاب کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 30 خرداد 1395
معمولا بسیار پیش می آید که بخواهیم چندین منحنی را در یک شکل نمایش بدهیم تا بتوانیم آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم، اما متلب به هر دستور ترسیم شکل که می رسد، یک پنجره جدید باز کرده و منحنی را در آن نمایش می دهد. برای تغییر این وضعیت، می توانیم از دستور hold استفاده کنیم. این دستور، مشخص می کند که منحنی جدید باید در پنجره شکل قبلی که رسم شده است، ترسیم شود (hold on) و یا اینکه یک پنجره جدید باز شده و سپس رسم شود (hold off). چنانچه دستور hold on را اجرا کنیم، از آن به بعد، تمامی منحنی هایی که متلب باید در پنجره های جدید نمایش دهد را در شکل همان پنجره ای که قبلا باز شده است، نمایش می دهد. به مثال زیر توجه کنید :
مثال

ezplot('x^2',[-3,3])
hold on
ezplot('x^2-2',[-3,3])

نتیجه :

نمایش چندین منحنی در یک شکل

مشاهده می کنید که هر دو منحنی، در یک شکل رسم شده اند.

حال چنانچه پس از استفاده از دستور hold on ، بخواهیم منحنی های بعدی به طور جداگانه رسم شوند، باید دستور hold off را اجرا کنیم.

رسم چندین منحنی در یک شکل با دستور plot :

با استفاده از دستور plot نیز می توانیم چندین منحنی را در یک شکل رسم کنیم. به مثال زیر توجه کنید :

مثال

x=-3:0.1:3;
plot(x,x.^2 ,x,x.^2-2)

نتیجه :

نمایش چندین منحنی در یک شکل

همان طور که مشاهده می کنید، دستور plot به صورت خودکار، منحنی ها را با رنگ های متفاوتی نمایش می دهد (برخلاف استفاده از hold on که خود باید رنگ های متفاوتی برای منحنی ها تعریف کنیم).





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 30 خرداد 1395
در حوزه شبیه سازی مدارهای الکتریکی، نرم افزار های بسیاری معرفی و به کارگرفته شده اند از این میان یکی از قوی ترین و پرکاربرد ترین نرم افزارها HSPICE است (این نرم افزار بیشتر توسط دانشجویان کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار می گیرد). این برنامه که شامل کلیه قطعات چون مقاومت و خازن و سلف (با تزویج و بدون تزویج) و دیود و ترانزیستورهای JFET,MOSFET,BJT و بسیاری دیگرازقطعات حتی در حوزه فرکانس های بالاست قابلیت های زیادی برای تحلیل های پیچیده و با دقت بالا را دارد. بسیاری از تحلیل های DCوAC تحلیل نویز وtransient همچنین شبیه سازیها و بررسی شکل موج های خروجی حتی ترکیب شکل موج های خروجی یک مدارتوسط این نرم افزار به سادگی قابل انجام است اما توصیه من به شما این است که قبل از کار با این نرم افزار ابتدا تحلیل مدارات خود را در فضای برنامه هایی چون PSPICE و یا PROTEUS انجام دهید زیرا این برنامه ها دارای محیط های شماتیک اند و شما را با فضای واقعی کار با مدارات در محیط آزمایشگاه آشنا می کنند اما در HSPICE با پارامترهای کد شده هر یک از المانها کار می کنید وداشتن زمینه فکری مناسب شما را در تحلیل مدارهایتان در این فضا یاری می کند. بررسی اثر تغییرات اجزاء مدار و محاسبه حساسیت رفتار مدار نسبت به آن (شامل مقاومت ها، سلفها،خازن ها، دیودها و ترانزیستورها و ... )، در نظر گرفتن آثار غیر خطی المانها در رفتار مدار بهینه كردن مدار با توجه به موارد فوق بررسی رفتار مدار از نظر نویز و اعوجاج ها و همچنین از نظر تجزیه و تحلیل در حوزه فركانس و بدست آوردن طیف فركانسی بر مبنای تجزیه و تحلیل فوریه از جمله مواردی است که می توان به کمک نرم افزار Hspice انجام داد بدون اینكه نیاز به استفاده از دستگاه های گران قیمتی مانند Spectrum Analyzer و یا Noise Figure Meter داشته باشیم.پیش از این برخی مطالب آموزشی را در سابت قرار داده بودم که میتوانید از اینجا زیر دانلود کنید ولی از آنجایی که لازم است برخی مطالب به طور سریع آموزش داده شود در اینجا به طور سریع مطالب لازم را ببرسی میکنیم و شما با خواندن این مطلب hspice را یاد میگیرید.

تعیین مقادیر و متغیرها در hspice:

در اسپایس میتوان به متغییرها مقادیر متفاوتی از جمله اعداد اعشاری و یا مقادیر منفی را اختصاص داد.
همچنین میتوان برای هر متغییر یک واحد نیز در نظر گرفت که واحدهای زیر در hspice قابل پذیرش است:

 معرفی المانهای مدار در hspice:

در hspice برای هر المان یک تک کلمه استفاده میشود.برای مثال وقتی بخواهیم پایه های یک ترانزیستور را به سه گره وصل کنیم میباسیت نام ترانزیستور را با حرف M شروع کنیم. ﺍﺳﻢ  ﻫﺮ ﻋﻨﺼﺮ میﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ۶ ۱ ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ 16 ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮ ﺣﺮﻑ ﺍﻭﻝ ﺣﺘﻤﺎﹰ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺟﺪﻭﻝ زیر ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﻘﻴﻪ ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺮﻑ ﻭ ﻋﺪﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻄﻮﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻧﺪ . ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺑﻴﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺍﺳﻢ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ.برای مثال اگر چند ترانزیستور داریم میتوان m1 وm2 ... به کار برد.

تعریف مدلهای جدید در hspice:

همواره نیاز است برخی مدلهای جدید ترانزیستور را بر اساس تکنولوژی جدید تعریف نماییم برای این کار hspice به ما اجازه داده است که از دستور .model استفاده کنیم.با این دستور میتوان بر اساس المانهایی که در جدول قبل داریم یک مدل جدید از همان المان را ایجاد کرد:
 
با توجه به فرت بالا میتوان المانهای مختلفی را تعریف کرد و MNAME در این فرمت میتواند هر نام دلخواه شما باشد.در فرمت بالا TYPE را میتوان از جدول زیر انتخاب کرد:
برای مثال پس از قرار دادن یک دیود در مدار میتوان یک مدل جدید برای دیود خود به شکل زیر تعریف کنید:
با این که برای یک ترانزیستور ماسفت مدل n به شکل زیر یک مدل جدید تعریف کرد همانطور که میبینید برای تعریف ترانزیستور ماسفت خواص بسیار زیادی را باید تعریف نمود:

تعریف منبع ولتاژ:

در همه ی پروژه ها برای شبیه سازی نیاز است یک منبع ولتاژ هم داشته باشیم و در hspice همه ی انواع منابع ولتاژ و جریان را میتوان با چند خط برنامه به مدار خود اضافه نمایید:
 که مقدار value میتواند هر مقدار dc یا ac را داشته باشد که در زیر مدلهای مختلف آن ذکر خواهد شد:
 مقدار  میتواند به شکلهای زیر هم باشد:

EXP - exponential waveform

PULSE - pulse waveform

PWL - piecewise linear waveform

SIN - sinusoidal waveform

که هر کدام به شکل زیر به کار میروند و دارای خروجی های زیر هستند و در بساری از پروژه های به کار می آیند:

ایجاد منبع به روش PWL:

در این روش میتوان یک سیگنال دلخواه با هر شکل پاره خطی را ایجاد کرد در واقع سیگنالهای تولید شده به شکل خطی هستند که محورx همان زمان و محور y هم اندازه ولتاژ یا جریان یه هر متغیر دلخواه است. این مدل سیگنالها در برخی تحلیلها لازم میشود. در شکل زیر قرمت و سیگنال تولید شده به روش pwl نشان داده شده است.
 
Units Default Value PWL parameter
second none Tn - time at corner
volt none Vn - voltage at corner
image14006

 تولید شکل موج پالس(PLUSE):

فرمت کلی این دستور به شکل زیر است:
که این مقدار به ترتیب بر اساس جدول زیر معنی های متفاوتی دارند:
PULSE parameter Default Value Units
V1 - initial voltage none volt
V2 - peak voltage none volt
Td - initial delay time 0 second
Tr - rise time Tstep second
Tf - fall time Tstep second
Pw - pulse width Tstop second
Period - pilse period Tstop second
 Pulse Waveform
 در این فرمت موج یک موج با انداره ی v1 تولید و به مدت نصف pw در همان حالت بافی میمیاند و سپس به v2 در زمان tr میرسد که tr همان تاخیر در بالا رقتن سیگنال و tf هم تاخیر در پایین آمدن سیگنال است.در ابتدای کار هم میتوان یک تاخیر کلی ایجاد کرد به انداره ی td .کل ای موج با تناوب pw تکرار خواهد شد.

تولید شکل موج سینوسی:

شکل کلی این دستور به فرمت زیر است:
 که بر اساس جدول زیر میتوان مقادیر را مشخص نمود:
Units Default Value SIN parameter
volt none Vo - offset voltage
volt none Va - peak amplitude of voltage
Hz 1 / Tstop Freq - frequency
second 0 Td - delay time
1 / second 0 Df - damping factor
degree 0 Phase - phase advance
Sinusoidal Waveform
در واقع ولتاژ سینوسی بر اساس فرمول زیر تولید میگردد:
 exponentially-damped sine wave described by this formula
که تمام پارامترهای این فرمول در جدول بالا توضیح داده شده است.
 توجه:
سیگنال سینوسی به شکل بالا فقط برای تحلیل transient به کار میرود و برای تحلیل small-signal باید از دستور دیگری به شکل زیر استفاده کرد که عبارات زمانی در آن نباشد:

 شکل موج نمایی (Exponential Waveform):

فرمت این دستور به شکل زیر است:
 که مقادیر آن بر اساس جدول زیر تعریف میشوند:
 
PULSE parameter Default Value Units
V1 - initial voltage none volt
V2 - peak voltage none volt
Td1 - rise time delay 0 second
T1 - rise time constant Tstep second
Td2 - fall time delay Td1+Tstep second
T2 -m fall time constant Tstop second
Exponential Waveform (EXP)
در جدول بالا میتوان مقادیر را برای مقدار نهایی و پیک در تابع نهایی مشخص کرد.

 شبیه سازی DC در HSPICE :

 در شبه سازی dc یا dc_swept همواره یک مقدار dc را رمپ میدهیم تا از یک مقدار اولیه به مقدار دلخواه برسد و این افزاریش یا کاهش را هر بار روی یک تایع تست میکنیم و یک نمودار خواهیم داشت با همین مقادیر تغییر داده شده.
فرمت کلی این دستور به شکل زیر است:

 مثال برای dc_swept و بدست آوردن wi یک ترانزیستور ماسفت:

در صورتی که بخواهیم یک تقویت کننده با چند ترانزیستور را طراحی کنیم که بر اساس خواسته ی کارفرما یک توان و جریان خاصی را مصرف کند و در خروجی سوینگ خاصی داشته باشد و گین خاصی را بر آورده کند اولین کاری که باید انجام بدهیم چیست؟در اینجا کلمه ی جریان مصرفی همه چیز را مشخص میکند و نکته اصلی در طراحی مدارات ترانزیستور است چرا که جریان کل مدار توان آنرا تایین میکند و همچنین مقاومت خروجی بر اساس جریان میتواند گین را تامین کند ولی سوینگ را خودمان باید با تغییر طراحی بهینه کنیم و به روش قرار دادن ترانزیستورها وابسته است.البته ولتاژ vdd سوینگ را مشخص میکند ولی این ولتاژ وابسته به تکنولوژی است و در هر تکنولوژِی هر چه ترانزیستورها ریزتر باشند ولتاژ vdd را میتوان کمتر در نظر گرفت و تا جایی که تکنولوژی به ما اجازه میدهد میتوانیم کاهش داشته باشیم.حال که مشخص شد جریان همه چیز را مشخص میکند باید جریانهایی که از هر شاخه قرار است عبور کند را خودمان به صورت ذهنی در نظر بگیریم و از آنجایی که کل جریان عبوری از هر شاخه تا پایان شاخه ثابت است باید بگوییم که کل ترانزیستوریهای یک شاخه جریان ثابتی خواهند داشت و در این حالت ترانزیستورها را جدا میکنیم و فرض میکنیم هر ترانزیستور به صورت تکی و تنها همان جریان را از خود عبور میدهد و wi تزانزیستور را بدست می آوریم که آن جریان را تامین میکند.
میخواهیم ترانزیستورهای شکل زیر را با 100 میکرو آمپر جریان طراحی کنیم(فعلاً سوینگ و توان و گین را بحث نمیکنیم):

200px-MOSFET Cascode
برای طراحی ابتدا ترانزستور ها را از هم جدا میکنیم و برای هر کدام  vg را رمپ میکنیم و پس از محاسبه ی vg میتوان wi را هم در رمپ دیگری حساب کرد.از آنجایی که برای عملکرد بهینه باید ترانزیستور در مرز اشباع باشد لذا بر اساس فرمول مرز اشباع یک خط رسم میکنیم و هر جا این خط محور x را قطع کند vg را نشان میدهد.برای این کار باید vg را رمپ کنیم تا به مقداری برسیم که عبارت vd=vg-vth برقرا باشد که همان مرز اشباع خواهد بود که در برنامه ی زیر همین کار را انجام داده ایم:
 m1
 
که در اینجا vg به دست آمده برابر با 0.71 است و این vg را در مرحله بعد مورد استفاده قرار میدهیم.
برای بدست آوردن wi هر ترانزیستور نیز کافی است که به صورت تکی آنرا در یک مدار در hspice ببندیم و با مشخص بودن vd و vs و قرار دادن vg از مرحله ی پیش مقدارwi را رمپ نماییم و هر بار مقدار جریان ترانزیستور را نگاه کنیم با توجه به مقدار جریان ترانزیستور هر گاه این جریان به مقدار مورد نظر رسید در واقع همان wi مورد نظر ما خواهد بود.حال در این مرحله مقدار wi مشخص شده است.برای مثال میخواهیم ترانزیستوری را در جریان 200 میکرو طراحی کنیم w این ترانزیستور به شکل زیر بدست می آید:
در برنامه ی بالا ابتدا نام برنامه سپس با دستور .protect از نمایش مطالب اضافی در خروجی برنامه جلو گیری کرده ایم و در خط5 ام برنامه option post  را باید معیین کنیم تا خروجی برنامه مشخص گردد که به معانی زیر است:
 البته option post یا post  با هم تفاوتی ندارند.در خط 6 و 7 ولتاژ گره های مختلف را تعیین میکنیم و در خط 8 ام عبارت .param wi=4.67u در واقع wi را به عنوان یک پارامتر تعیین میکند.و در خط بعد ترانزیستور را معرفی میکینم ولی w آنرا متغییر در نظر گرفته تا آنرا رمپ دهیم.حال در خظ بعد با عبارت .DC wi 1u 100u 0.1u طول ترانزیستور را رمپ میدهیم و پس از آن در عبارت .PROBE dc i1(M1) نمودار جریان m1 را رسم میکنم تا ببینم با تغییر w خروجی چگونه خواهد بود و هر جا این جریان 200 میکرو آمپر بود wi را همان در نظر میگیریم شبیه به نمودار زیر:
m11
که در اینجا w=4.67 خواهد بود.حال که w را حساب کردیم و در مرحله ی پیش هم vg را محاسبه نمودیم و در اینجا طراحی ترانزیستور به صورت تکی به پیایان رسیده است.
تک تک ترانزیستور ها را به صورت تکی به همین نحو طراحی میکنیم و دست آخر آنها را دو تا دوتا و پس از آن سه تا سه تا و... به هم متصل میکنیم.
نکته:در صورتی که پس از اتصال جریان درست نبود باید w ترانزیستورهای P-Channel را تغییر دهیم نه ترانزیستورهای نوع n-Channel را چون ضریب جریان برای نوع p کوچکتر از نوع n است و تاثیر کمتری بر تغییر حریان خواهد داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 خرداد 1395

معادلات دیفرانسیل معمولی (ODE) به آن دسته از معادلات دیفرانسیل گفته می‌شود که توابع مجهول در آن‌ها بر حسب تنها یک متغیر مستقل باشد. معادله‌ای که بیشتر از یک متغیر مستقل داشته باشد را معادله دیفرانسیل نسبی یا معادله دیفرانسیل با مشتقات جزئی (PDE) می‌نامند.

دستور dsolve برای حل معادله دیفرانسیلی در متلب، به کار می رود. اگر y تابعی از متغیر x باشد و معادله دیفرانسیلی شامل مشتق مرتبه اول و یا مرتبه های بالاتر از y باشد، می توان از دستور dsolve جهت حل معادلات دیفرانسیلی استفاده نمود. در این دستور از حرف کلیدی D به عنوان نماد مشتق استفاده می شود.

مثال: میخواهیم معادله دیفرانسیلی xy+۱=y را حل کنیم:

 نتیجه:

حل معادلات دیفرانسیل مرتبه دوم یا بالاتر با استفاده از دستور dsolve

همان طور که گفته شد، مشتق مرتبه اول را با نماد Dy نشان می دهیم.در دستور dsolve اگر مشتق مرتبه دوم و یا بالاتر باشد، آنگاه باید ابتدا نماد D را نوشته، سپس عدد مربوط به مرتبه مشتق را بنویسیم و در آخر نیز نماد y نوشته شود. مثلا برای تعریف مشتق دوم تابع y باید D2y و برای تعریف ”’y باید نماد D3y را به کار ببریم.

جهت حل معادلات دیفرانسیلی بصورت پارامتریک می توان پارامترها به سادگی در معدله قرار داد. در این روش نیازی به دستور syms نمی باشد. بطور مثال جهت حل معادله ax”+bx’+cx=d می نویسیم:

که D2 به معنی مشتق دوم و D به معنی مشتق اول می باشد. جواب معادله فوق در متغیر w ذخیره می شود.

معادله زیر را در نظر بگیرید:

 جواب معادله:

 حل معادلات دیفرانسیلی با شرایط اولیه

برای حل معادله y’= y +sin (t) , y(0) =1 به شکل زیر عمل می کنیم:

در صورتی که بخواهیم جواب بدست آمده را رسم کنیم باید از دستور ezplot استفاده کنیم

 نتیجه:


حل معادلات دیفرانسیلی سخت و غیرسخت

بسته به نوع معادلات که اصطلاحا به آنها سخت (stiff) و غیرسخت (stiffness) گفته می شود، روش حل آنها در MATLAB کمی متفاوت خواهد بود. اصطلاح سخت (stiff) برای آن دسته از معادلاتی بکار می رود که برای مثال در مقابل متغیر مستقلی همچون t چند متغیر وابسته مانند x و y و… وجود دارد، بگونه ای که اندازه مشتقات متغیرهای وابسته نسبت به متغیر مستقل بطور قابل ملاحظه ای متفاوت است. در غیر اینصورت معادله غیرسخت نامیده می شود. همچنین معادلات سخت شامل آن دسته از معادلات دیفرانسیلی می شوند که حل آنها با روش محاسبات عددی پایدار و همگرا نبوده و تنها راه حل آنها، بسیار کوچک کردن گام (Step) در روش عددی می باشد. اگر در معادله دیفرانسیلی، متغری وجود دارد که باعث تغییرات بسیار زیاد در جواب مساله می شود، این دسته را جز معادلات غیرسخت طبقه بندی می کنند.

کاربرد

دقت

نوع مساله

دستور

اکثر موارد (سعی شود جهت حل معادله ابتدا از این دستور استفاده شود)

متوسط

غیرسخت

ode45

حل مسائل دارای خطای خام (crude error)، حل مسائل تقریبا سخت

پایین

غیرسخت

ode23

حل مساله دارای خطای دقیق، معادلات مربوط به محاسبات عددی زمان بر

پایین تا بالا

غیرسخت

ode113

هنگامی که حل معادله با دستور ode45 بسیار کند پیش رود.

پایین تا متوسط

سخت

ode15s

مسائل دارای خطای خام (crude error) ، هنگامی که ماتریس جرم (mass matrix) ثابت باشد

پایین

سخت

ode23s

حل معادلات بدون میرایی عددی (numerical damping)

پایین

سخت

ode23t

حل مساله با خطای خام و معادله سخت

پایین

سخت

ode23tb

مثال) حل معادله زیر با دستور ode45

گام اول: بازنویسی مسئله بشکل مجموعه ای از معادلات مرتبه یک. با تغییر متغیر y۱‘=y۲ دو معادله دیفرانسیل مرتبه یک حاصل میشود:

گام دوم: استفاده از ODE های مرتبه یک، پس از بازنویسی معادلات مطابق گام اول، باید ان معادلات را برای بکارگیری ode45 کد نماییم:

توجه نمایید که تابع باید دارای دو آرگومان باشد؛ یکی مربوط به متغیر مستقل (t) و دیگری مربوط به متغیرهای وابسته (y). حتی اگر هیچکدام در تابع های مرتبه یک ظاهر نشوند، باید آن را لحاظ نمود:

 گام سوم- استفاده از یک حل کننده (solver) برای مسئله، همانگونه که گفته شد، قصد داریم از دستور ode45 استفاده نماییم. تابع ode45 سه ورودی(آرگومان) دارد. اولین آرگومان تابعی است که آن را در گام دوم ایجاد کرده ایم، دومین آرگومان بازه مربوط به متغیر مستقل است که در مورد این مساله بازه زمانی t است و نهایتا آرگومان سوم بردار شرایط اولیه است. در این مثال بازه زمانی [۰ ۱۰۰] و مقادیر اولیه y(1)=1.2 و y(2)=0 را مطابق زیر در ode45 قرار می دهیم:

در این مثال برای پذرفتن vdp1 بعنوان یک تابع از نماد @ استفاده شده است. خروجی ode45 برداری از زمان t و ماتریس پاسخ y می باشد.

گام چهارم- مشاهده خروجی، اینکار را براحتی با استفاده از plot می توان انجام داد.

 خروجی:


با این توضیحات برنامه vdp1 با فرم نهایی و ساده زیر، نوسانگر واندپل را در فضای فازی شبیه سازی میکند.

یکی دیگر از روش های حل معادلات دیفرانسیل، روش رانگ کوتای می باشد که شامل چندین طبقه بندی می شود. پرکاربردترین روش، رانگ کوتای مرتبه ۴ می باشد. د راین روش الگوریتم تکرار مراحل بصورت زیر می باشد:


که تابع f بصورت f(t,y)=dy/dt می باشد.

خطای این روش از مرتبه ۴ می باشد.

روش ها و الگوریتم های بسیار زیادی جهت حل معادلات دیفرانسیلی وجود دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

روش اویلر

روش هون

روش تیلور

روش رانگ-کوتا

روش آدامز-بشفورت-مولتون

روش میلن-سیمپسون

روش هامینگ

روش رانگ-کوتا-فلبرگ مرتبه ۵

روش رحمانزاده-کای-وایت

تمام روش‌ها بیان شده راه حل دقیق را ایجاد نمی‌کند و فقط یک تقریب به‌دست می‌آید. چون این روش‌ها دارای محاسبات زیادی هسند، تنها جواب‌هایی در فواصل زمانی مجزا می‌دهند. مشخصا جواب‌ها در زمان ابتدایی شرایط وفاصله زمان‌های مشخص، h، بدست می‌آید. (t۰, t۱ = t۰ + h, t۲ = t۰ + ۲h)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 خرداد 1395
سلام به همه دوستان و خسته نباشید.

یکی از معضلاتی که اکثر کاربر ها با اون رو برو هستن به خصوص تازه مهندس های ما نصب نرم افزار های یک مقدار پیچیده در بخش نصب هست . البته سخت که نیست فقط مراحل انجام کار زیاد هست و این باعث میشه که خیلی ها گیج بشن. پس دوستانی که علاقه به طراحی مدار دارن و یا اینکه اقتضای رشته اون ها هست که با این نرم افزار کار کنن منظورم نرم افزار cadence هست پس ما رو تا پایان آموزش دنبال کنن تا به راحتی نرم افزار cadence رو نصب کنن.
نسخه ای که ما نصب رو از روی اون قصد داریم آموزش بدیم نسخه cadence 16.5 هست که در اکثر دانشگاه ها و اساتید از اون استفاده میکنن.


خوب برای شروع کار باید فایل setup رو اجرا کنید.

1- سپس اقدام به نصب LicenseManager کنید. دقت کنید در پایان نصب مدیریت لایسنس شما با پیام در خواست آدرس فایل لایسنس مواجه میشوید که باید آن را کنسل کنید. بعد از این کار صفحه Finish برای شما نمایان خواهد شد.

2- حالا نصب برنامه را آغاز کنید. نصب برنامه کار سختی نیست و در صورتی که قصد دارید برنامه را در همان درایو C نصب کنید بدون هیچ تغییر فقط روی کلید Next کلیک کنید تا در نهایت بعد از گذشت مقداری زمان با پیام Finish مواجه شوید.

تا به اینجای کار راحت ترین بخش ها را گذراندید و در حقیقت این فقط 25 درصد کار بود.

3- حالا محتویات پوشه asprin\Cadence\LicenseManager\ را که در همان CD برنامه قرار دارد در مسیر C:\Cadence\LicenseManager کپی کنید.

4- فایل LicenseManager.cmd را که در چند ثانیه پیش کپی کرده بودید اجرا کنید.کمی منتظر بمانید تا صفحه سیاه CMD محو شود.

5- حالا محتوای پوشه aspirin\Cadence\SPB_16.5\tools را که مجددا در همان CD برنامه قرار دارد در مسیر C:\Cadence\SPB_16.5\tools کپی کنید

6- باز هم باید یک فایل را اجرا کنید. اینبار فایل Tools.cmd را در همان مسیر اجرا کنید.

7- حالا به آدرس aspirin\Cadence\LicGen در CD رفته و محتویات آن را در یک پوشه در دسکتاپ خود کپی کنید.

8- فایل src.lic را در همان پوشه با استفاده از یک برنامه ادیتور متن مانند notpad اجرا کنید تا بتوانید آن را ویرایش کنید.

9- به جای کلمه this-host نام کامپیوتر خود را وارد کنید.

تذکر 1 : دقت کنید که اگر این برنامه را از سایت های مختلف موجود در اینترنت دانلود کرده اید ممکن است این کلمه موجود نباشد بنابر این در خط اول کد ها یعنی عبارت زیر

کد:
SERVER this-host ID=07071982 5280
دنبال یک عبارت مشابه بگردید که معمولا سایت ها به نام خود تغییر میدهند.

تذکر2 : گرچه میدانیم که شما این تذکر را میدانید ولی برای آن هایی که تازه کار تر هستند هم که شده لازم هست به این نکته اشاره شود که نام کامپیوتر شما در بخش properties ما کامپیوتر شما قابل مشاهده هست برای این کار هم روی My Computer کلید راست کنید و ویژگی properties را انتخاب کنید و سپس در این صفحه به دنبال نام کامپیوتر خود باشید.

10- حالا فایل LicGen.cmd را در همان پوشه اجرا کنید تا فایل license.lic ساخته شود. دقت کنید که این در این فایل باید حتما نام کامپیوتر شما درست ذکر شده باشد . همچنین به بزرگی و کوچکی حروف نام کامپیوتر خود نیز دقت کنید.

11- در نهایت و برای مرحله آخر کار به مسیر زیر رفته و License Server Configuration Utility را اجرا کنید.

کد:
Start > Programs > Cadence > License Manager
و فایل license.lic را در صفحه باز شده آدرس دهی کنید و روی Next کلیک کنید تا در نهایت بعد از چند دقیقه با صفحه پایان مواجه شوید.


تبریک که با موفقیت توانستید نرم افزار را نصب کنید حالا می توانید از نرم افزار و امکانات آن نهایت لزت را ببرید.

موفق باشید و سربلند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 اسفند 1394
شما با خواندن این مطلب نرم افزار Hspice  را یاد میگیرید:
در حوزه شبیه سازی مدارهای الکتریکی، نرم افزار های بسیاری معرفی و به کارگرفته شده اند از این میان یکی از قوی ترین و پرکاربرد ترین نرم افزارها HSPICE است (این نرم افزار بیشتر توسط دانشجویان کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار می گیرد). این برنامه که شامل کلیه قطعات چون مقاومت و خازن و سلف (با تزویج و بدون تزویج) و دیود و ترانزیستورهای JFET,MOSFET,BJT و بسیاری دیگرازقطعات حتی در حوزه فرکانس های بالاست قابلیت های زیادی برای تحلیل های پیچیده و با دقت بالا را دارد. بسیاری از تحلیل های DCوAC تحلیل نویز وtransient همچنین شبیه سازیها و بررسی شکل موج های خروجی حتی ترکیب شکل موج های خروجی یک مدارتوسط این نرم افزار به سادگی قابل انجام است اما توصیه من به شما این است که قبل از کار با این نرم افزار ابتدا تحلیل مدارات خود را در فضای برنامه هایی چون PSPICE و یا PROTEUS انجام دهید زیرا این برنامه ها دارای محیط های شماتیک اند و شما را با فضای واقعی کار با مدارات در محیط آزمایشگاه آشنا می کنند اما در HSPICE با پارامترهای کد شده هر یک از المانها کار می کنید وداشتن زمینه فکری مناسب شما را در تحلیل مدارهایتان در این فضا یاری می کند. بررسی اثر تغییرات اجزاء مدار و محاسبه حساسیت رفتار مدار نسبت به آن (شامل مقاومت ها، سلفها،خازن ها، دیودها و ترانزیستورها و ... )، در نظر گرفتن آثار غیر خطی المانها در رفتار مدار بهینه كردن مدار با توجه به موارد فوق بررسی رفتار مدار از نظر نویز و اعوجاج ها و همچنین از نظر تجزیه و تحلیل در حوزه فركانس و بدست آوردن طیف فركانسی بر مبنای تجزیه و تحلیل فوریه از جمله مواردی است که می توان به کمک نرم افزار Hspice انجام داد بدون اینكه نیاز به استفاده از دستگاه های گران قیمتی مانند Spectrum Analyzer و یا Noise Figure Meter داشته باشیم.پیش از این برخی مطالب آموزشی را در سابت قرار داده بودم که میتوانید از اینجا زیر دانلود کنید ولی از آنجایی که لازم است برخی مطالب به طور سریع آموزش داده شود در اینجا به طور سریع مطالب لازم را ببرسی میکنیم و شما با خواندن این مطلب hspice را یاد میگیرید.

تعیین مقادیر و متغیرها در hspice:

در اسپایس میتوان به متغییرها مقادیر متفاوتی از جمله اعداد اعشاری و یا مقادیر منفی را اختصاص داد.
همچنین میتوان برای هر متغییر یک واحد نیز در نظر گرفت که واحدهای زیر در hspice قابل پذیرش است:

 معرفی المانهای مدار در hspice:

در hspice برای هر المان یک تک کلمه استفاده میشود.برای مثال وقتی بخواهیم پایه های یک ترانزیستور را به سه گره وصل کنیم میباسیت نام ترانزیستور را با حرف M شروع کنیم. ﺍﺳﻢ  ﻫﺮ ﻋﻨﺼﺮ میﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ۶ ۱ ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ 16 ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮ ﺣﺮﻑ ﺍﻭﻝ ﺣﺘﻤﺎﹰ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺟﺪﻭﻝ زیر ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﻘﻴﻪ ﻛﺎﺭﺍﻛﺘﺮﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺮﻑ ﻭ ﻋﺪﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻄﻮﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻧﺪ . ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺑﻴﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺍﺳﻢ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ.برای مثال اگر چند ترانزیستور داریم میتوان m1 وm2 ... به کار برد.

تعریف مدلهای جدید در hspice:

همواره نیاز است برخی مدلهای جدید ترانزیستور را بر اساس تکنولوژی جدید تعریف نماییم برای این کار hspice به ما اجازه داده است که از دستور .model استفاده کنیم.با این دستور میتوان بر اساس المانهایی که در جدول قبل داریم یک مدل جدید از همان المان را ایجاد کرد:
 
با توجه به فرت بالا میتوان المانهای مختلفی را تعریف کرد و MNAME در این فرمت میتواند هر نام دلخواه شما باشد.در فرمت بالا TYPE را میتوان از جدول زیر انتخاب کرد:
برای مثال پس از قرار دادن یک دیود در مدار میتوان یک مدل جدید برای دیود خود به شکل زیر تعریف کنید:
با این که برای یک ترانزیستور ماسفت مدل n به شکل زیر یک مدل جدید تعریف کرد همانطور که میبینید برای تعریف ترانزیستور ماسفت خواص بسیار زیادی را باید تعریف نمود:

تعریف منبع ولتاژ:

در همه ی پروژه ها برای شبیه سازی نیاز است یک منبع ولتاژ هم داشته باشیم و در hspice همه ی انواع منابع ولتاژ و جریان را میتوان با چند خط برنامه به مدار خود اضافه نمایید:
 که مقدار value میتواند هر مقدار dc یا ac را داشته باشد که در زیر مدلهای مختلف آن ذکر خواهد شد:
 مقدار  میتواند به شکلهای زیر هم باشد:

EXP - exponential waveform

PULSE - pulse waveform

PWL - piecewise linear waveform

SIN - sinusoidal waveform

که هر کدام به شکل زیر به کار میروند و دارای خروجی های زیر هستند و در بساری از پروژه های به کار می آیند:

ایجاد منبع به روش PWL:

در این روش میتوان یک سیگنال دلخواه با هر شکل پاره خطی را ایجاد کرد در واقع سیگنالهای تولید شده به شکل خطی هستند که محورx همان زمان و محور y هم اندازه ولتاژ یا جریان یه هر متغیر دلخواه است. این مدل سیگنالها در برخی تحلیلها لازم میشود. در شکل زیر قرمت و سیگنال تولید شده به روش pwl نشان داده شده است.
 
Units Default Value PWL parameter
second none Tn - time at corner
volt none Vn - voltage at corner
image14006

 تولید شکل موج پالس(PLUSE):

فرمت کلی این دستور به شکل زیر است:
که این مقدار به ترتیب بر اساس جدول زیر معنی های متفاوتی دارند:
PULSE parameter Default Value Units
V1 - initial voltage none volt
V2 - peak voltage none volt
Td - initial delay time 0 second
Tr - rise time Tstep second
Tf - fall time Tstep second
Pw - pulse width Tstop second
Period - pilse period Tstop second
 Pulse Waveform
 در این فرمت موج یک موج با انداره ی v1 تولید و به مدت نصف pw در همان حالت بافی میمیاند و سپس به v2 در زمان tr میرسد که tr همان تاخیر در بالا رقتن سیگنال و tf هم تاخیر در پایین آمدن سیگنال است.در ابتدای کار هم میتوان یک تاخیر کلی ایجاد کرد به انداره ی td .کل ای موج با تناوب pw تکرار خواهد شد.

تولید شکل موج سینوسی:

شکل کلی این دستور به فرمت زیر است:
 که بر اساس جدول زیر میتوان مقادیر را مشخص نمود:
Units Default Value SIN parameter
volt none Vo - offset voltage
volt none Va - peak amplitude of voltage
Hz 1 / Tstop Freq - frequency
second 0 Td - delay time
1 / second 0 Df - damping factor
degree 0 Phase - phase advance
Sinusoidal Waveform
در واقع ولتاژ سینوسی بر اساس فرمول زیر تولید میگردد:
 exponentially-damped sine wave described by this formula
که تمام پارامترهای این فرمول در جدول بالا توضیح داده شده است.
 توجه:
سیگنال سینوسی به شکل بالا فقط برای تحلیل transient به کار میرود و برای تحلیل small-signal باید از دستور دیگری به شکل زیر استفاده کرد که عبارات زمانی در آن نباشد:

 شکل موج نمایی (Exponential Waveform):

فرمت این دستور به شکل زیر است:
 که مقادیر آن بر اساس جدول زیر تعریف میشوند:
 
PULSE parameter Default Value Units
V1 - initial voltage none volt
V2 - peak voltage none volt
Td1 - rise time delay 0 second
T1 - rise time constant Tstep second
Td2 - fall time delay Td1+Tstep second
T2 -m fall time constant Tstop second
Exponential Waveform (EXP)
در جدول بالا میتوان مقادیر را برای مقدار نهایی و پیک در تابع نهایی مشخص کرد.

 شبیه سازی DC در HSPICE :

 در شبه سازی dc یا dc_swept همواره یک مقدار dc را رمپ میدهیم تا از یک مقدار اولیه به مقدار دلخواه برسد و این افزاریش یا کاهش را هر بار روی یک تایع تست میکنیم و یک نمودار خواهیم داشت با همین مقادیر تغییر داده شده.
فرمت کلی این دستور به شکل زیر است:

 مثال برای dc_swept و بدست آوردن wi یک ترانزیستور ماسفت:

در صورتی که بخواهیم یک تقویت کننده با چند ترانزیستور را طراحی کنیم که بر اساس خواسته ی کارفرما یک توان و جریان خاصی را مصرف کند و در خروجی سوینگ خاصی داشته باشد و گین خاصی را بر آورده کند اولین کاری که باید انجام بدهیم چیست؟در اینجا کلمه ی جریان مصرفی همه چیز را مشخص میکند و نکته اصلی در طراحی مدارات ترانزیستور است چرا که جریان کل مدار توان آنرا تایین میکند و همچنین مقاومت خروجی بر اساس جریان میتواند گین را تامین کند ولی سوینگ را خودمان باید با تغییر طراحی بهینه کنیم و به روش قرار دادن ترانزیستورها وابسته است.البته ولتاژ vdd سوینگ را مشخص میکند ولی این ولتاژ وابسته به تکنولوژی است و در هر تکنولوژِی هر چه ترانزیستورها ریزتر باشند ولتاژ vdd را میتوان کمتر در نظر گرفت و تا جایی که تکنولوژی به ما اجازه میدهد میتوانیم کاهش داشته باشیم.حال که مشخص شد جریان همه چیز را مشخص میکند باید جریانهایی که از هر شاخه قرار است عبور کند را خودمان به صورت ذهنی در نظر بگیریم و از آنجایی که کل جریان عبوری از هر شاخه تا پایان شاخه ثابت است باید بگوییم که کل ترانزیستوریهای یک شاخه جریان ثابتی خواهند داشت و در این حالت ترانزیستورها را جدا میکنیم و فرض میکنیم هر ترانزیستور به صورت تکی و تنها همان جریان را از خود عبور میدهد و wi تزانزیستور را بدست می آوریم که آن جریان را تامین میکند.
میخواهیم ترانزیستورهای شکل زیر را با 100 میکرو آمپر جریان طراحی کنیم(فعلاً سوینگ و توان و گین را بحث نمیکنیم):

200px-MOSFET Cascode
برای طراحی ابتدا ترانزستور ها را از هم جدا میکنیم و برای هر کدام  vg را رمپ میکنیم و پس از محاسبه ی vg میتوان wi را هم در رمپ دیگری حساب کرد.از آنجایی که برای عملکرد بهینه باید ترانزیستور در مرز اشباع باشد لذا بر اساس فرمول مرز اشباع یک خط رسم میکنیم و هر جا این خط محور x را قطع کند vg را نشان میدهد.برای این کار باید vg را رمپ کنیم تا به مقداری برسیم که عبارت vd=vg-vth برقرا باشد که همان مرز اشباع خواهد بود که در برنامه ی زیر همین کار را انجام داده ایم:
 m1
 
که در اینجا vg به دست آمده برابر با 0.71 است و این vg را در مرحله بعد مورد استفاده قرار میدهیم.
برای بدست آوردن wi هر ترانزیستور نیز کافی است که به صورت تکی آنرا در یک مدار در hspice ببندیم و با مشخص بودن vd و vs و قرار دادن vg از مرحله ی پیش مقدارwi را رمپ نماییم و هر بار مقدار جریان ترانزیستور را نگاه کنیم با توجه به مقدار جریان ترانزیستور هر گاه این جریان به مقدار مورد نظر رسید در واقع همان wi مورد نظر ما خواهد بود.حال در این مرحله مقدار wi مشخص شده است.برای مثال میخواهیم ترانزیستوری را در جریان 200 میکرو طراحی کنیم w این ترانزیستور به شکل زیر بدست می آید:
در برنامه ی بالا ابتدا نام برنامه سپس با دستور .protect از نمایش مطالب اضافی در خروجی برنامه جلو گیری کرده ایم و در خط5 ام برنامه option post  را باید معیین کنیم تا خروجی برنامه مشخص گردد که به معانی زیر است:
 البته option post یا post  با هم تفاوتی ندارند.در خط 6 و 7 ولتاژ گره های مختلف را تعیین میکنیم و در خط 8 ام عبارت .param wi=4.67u در واقع wi را به عنوان یک پارامتر تعیین میکند.و در خط بعد ترانزیستور را معرفی میکینم ولی w آنرا متغییر در نظر گرفته تا آنرا رمپ دهیم.حال در خظ بعد با عبارت .DC wi 1u 100u 0.1u طول ترانزیستور را رمپ میدهیم و پس از آن در عبارت .PROBE dc i1(M1) نمودار جریان m1 را رسم میکنم تا ببینم با تغییر w خروجی چگونه خواهد بود و هر جا این جریان 200 میکرو آمپر بود wi را همان در نظر میگیریم شبیه به نمودار زیر:
m11
که در اینجا w=4.67 خواهد بود.حال که w را حساب کردیم و در مرحله ی پیش هم vg را محاسبه نمودیم و در اینجا طراحی ترانزیستور به صورت تکی به پیایان رسیده است.
تک تک ترانزیستور ها را به صورت تکی به همین نحو طراحی میکنیم و دست آخر آنها را دو تا دوتا و پس از آن سه تا سه تا و... به هم متصل میکنیم.
نکته:در صورتی که پس از اتصال جریان درست نبود باید w ترانزیستورهای P-Channel را تغییر دهیم نه ترانزیستورهای نوع n-Channel را چون ضریب جریان برای نوع p کوچکتر از نوع n است و تاثیر کمتری بر تغییر حریان خواهد داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 20 بهمن 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 19 بهمن 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 19 بهمن 1394

اگر سمینارهای شرکت اپل را دیده باشید، هنگام نمایش نمودارها، هر قسمت از نمودار را با یک انیمیشن جالب نمایش می‌دهد.

برای پاورپوینتم در روز دفاع پایان‌نامه ارشد نیاز داشتم که یک نمودار را نمایش دهم. بنابراین گشتی در اینترنت زدم و از زیر سنگ(!) پیدا کردم که چطور می‌شود در پاورپوینت، به هر قسمت از نمودار یک انیمیشن داد.

ابتدا این فایل نمونه را دانلود و اجرا کنید تا متوجه شوید منظورم چیست. (کلید F5 را بزنید و سپس Space را بزنید که انیمیشن‌ها یکی یکی دیده شوند).

کافی‌ست نمودار را انتخاب کنید و از تب Animation یک انیمیشن سبز به آن بدهید. حالا از بخش Effect Options گزینه By Category را انتخاب کنید! همین!

دقت کنید:

http://img.aftab.cc/news/92/chart-animation.png

 

هر چند لذت آن در نمودارهای Pie بیشتر است اما در همه نوع نمودار این امکان وجود دارد:

http://img.aftab.cc/news/92/chart-animation1.png

 

می‌توانید با کلیک روی اعدادی که کنار نمودار به وجود می‌آیند مثلاً تنظیم کنید که هر انیمیشن با Click اجرا شود و یا بعد از انیمیشن قبلی (After Previous One)

 

موفق باشید؛



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 19 بهمن 1394

فرهنگ نیوز:

منظور از متحرک سازی در پاورپوینت، متحرک سازی در هنگام تعویض دو اسلاید و یا متحرک کردن محتویات اسلاید است که هر دو، هدفی جز جذاب کردن ارائه مطلب را دنبال نمی کنند.

در حالت اول (متحرک سازی در هنگام تعویض دو اسلاید) می توان اسلاید بعدی را از پایین به بالا، چپ به راست، کمرنگ به پر رنگ و.... متحرک کرد. 
در حالت دوم (متحرک سازی محتویات اسلاید) می توان یک متن، یک تصویر و یا یک شکل از اشکال موجود که درون یک اسلاید قرار دارند را حرکت داد.  همچنین می توان متون را به صورت متحرک در یک اسلاید نمایش داد. در این درس به آشنایی و چگونگی طراحی این انیمیشن ها خواهیم پرداخت.
 
متحرک‌سازی متن در یک اسلاید
برای عملیات مربوط به متحرک سازی از گزینه های زبانه Animation استفاده می شود. متحرک کردن متون می تواند انواع متفاوتی داشته باشد. مثلا نمایش متن از حالت بی رنگ به پر رنگ می تواند یک نوع «متحرک سازی» باشد. تفاوت متونی که دستور متحرک سازی بر روی آنها اجرا شده تا زمانی که اسلاید اجرا نشود با گزینه های غیر متحرک مشخص نخواهد شد.
برای متحرک سازی یک متن کافی است متن مورد نظر را انتخاب و گزینه انیمیشن که در حالت پیش فرض در بخش No Animation تنظیم است را به یکی از سه حالت Fade و Wipe و Fly in تغییر دهید.
 
 
حالت Fade متن را از کمرنگ به پررنگ متحرک می کند.
حالت Wipe جهت متحرک کردن متن را از پایین به بالا تنظیم و متن را از کمرنگ به پر رنگ نشان می دهد.
حالت Fly in نیز متن را از پایین به بالای صفحه حرکت می دهد.
 
 
اگر بر روی گزینه Custom Animation کلیک کنید، پنجره ای مانند پنجره زیر در سمت راست صفحه نشان داده می شود که کلیه حالت های متحرک سازی را در سه بخش دسته بندی کرده و گزینه هایی نیز برای تنظیمات متحرک سازی را در اختیار کاربر قرار می دهد.
 
 
اگر بر روی دکمه Add Effect کلیک کنید، چهار دسته انیمیشن خواهید دید.
 
 
Entrance: از گزینه های این دسته که با نام «ورودی» مشخص شده، برای انیمیش سازی متونی استفاده می شود که بخواهید به اسلایدتان وارد شود. اگر بر روی گزینه More Effect در بخش Entrance کلیک کنید پنجره ای باز می شود که تمام انیمیشن های «ورودی» را به شما نشان می دهد. فراموش نکنید که تیک عبارت Effect Preview را برای تماشای انیمیشن انتخابی بزنید. گزینه های آن را امتحان کنید و انیمیشن دلخواه خود برای متن های «ورودی» انتخاب کنید.
 
 
Emphasis: از گزینه های این دسته که با نام «تاکید» مشخص شده،‌ برای تاکید بر روی یک عبارت خاص استفاده می شود. مثلا اگر از این بخش گزینه «Change Font» را انتخاب کنید، در هنگام اجرای اسلاید می بینید که اندازه متن شما به صورت متحرک بزرگ تر می شود که بتوانید بر روی آن تاکید کنید. گزینه های دیگری نیز برای تاکید کردن بر روی متن در این دسته وجود دارد. مانند چرخاندن متن. آنها را امتحان کنید!
Exit: این بخش برای «خارج» کردن یک متن از صفحه استفاده می شود. به عنوان نمونه، گزینه  Fly Out دقیقا برعکس Fly in  عمل می کند. یعنی متن را از صفحه از بالا به پایین خارج می کند. برای آزمایش افکت های دیگر بر روی گزینه More Effets کلیک کنید.
Motion Paths: در این دسته، انیمیشن های بیشتری را می بینید که دست شما را برای طراحی بهتر باز می کند! حرکت هایی همچون چپ به راست، پایین به بالا، حرکت هایی برای تاکید و یا ورودی و... در این بخش قابل مشاهده اند.
 
 
اختصاص چند انیمیشن به یک متن
اگر با این جزوه شکل های مختلف انیمیشن را در نرم افزار پاورپوینت آزمایش کرده باشید، تاکنون متوجه این نکته شده اید که لیستی از انیمیشن ها در پنجره Custom Animation نشان داده شده است. این بدین معناست که شما می توانید به یک متن چندین انیمیشن اختصاص دهید. هر انیمیشن با یک شماره نشان داده می شود که وقتی اسلایدها در حالت طراحی باشند، شماره ها قابل نمایش بر روی متن است. در تصویر زیر عبارت «شناخت منظومه شمسی» پنج انیمیشن دارد (از شماره صفر تا چهار) که با اجرای اسلاید همه آنها اجرا خواهد شد.
 
 
تنظیمات انیمیشن
با انتخاب هر انیمیشن، می توانید تنظیماتی از قبیل سرعت، اندازه و یا جهت انیمیشن را بر روی متن مورد نظر اعمال کنید.
 
باید توجه داشت که هر انیمیشن از نظر ویژگی الزاما شبیه انیمیشن های نوع دیگر نیست. مثلا اگر انیمیشن تغییر سایز را انتخاب کنید، می توانید اندازه آن را در بخش Modify تغییر دهید. اما در همین بخش Modify وقتی انیمیشنی را انتخاب کرده باشید که تغییر جهت می دهد، دیگر عبارت Font Size را در این بخش نخواهید دید. بلکه به جای آن عبارت Direction را خواهید دید که می توانید افقی یا عمودی بودن آن را مشخص کنید. در تصاویر زیر تفاوت ویرایشی دو انیمیشن مجزا نشان داده شده است.
 
 
تنظیم سرعت
برای تنظیم سرعت انیمشین کافی است که بر روی واژه Speed از بخش Modify کلیک کنید. در این صورت پنج گزینه Very Slow و Slow و Medium و Fast و Very Fast را مشاهده می کنید که به ترتیب سرعت انیمیشن را «خیلی آهسته»، «آهسته»، «متوسط»، «سریع» و «خیلی سریع» می کند.
 
حذف انیمیشن
برای حذف هر انیمیشنی که به متن اختصاص داده اید کافی است بر روی شماره آن در لیست انیمیشن ها کلیک و دکمه  Delete از صفحه کلید را فشار دهید. همچنین با استفاده از گزینه  Remove که در پنجره Custom Animation وجود دارد، می توان انیمیشن مورد نظر را حذف کرد.
 
نمایش و جابجایی انیمیشن ها
در ادامه بررسی پنجره Custom Animation سه گزینه Re-order و Play و Slide Show در تصویر زیر نشان داده شده که به بررسی آنها می پردازیم.
 
 
با استفاده از گزینه Re-order می توان ترتیب انیمیشن های یک متن را جابجا کرد. علامت پیکان به سمت پایین، انیمیشن انتخاب شده را به سمت پایین هدایت می کند. 
گزینه Play تمام انیمیشن های اختصاص یافته به متن را یکبار نمایش می دهد.
گزینه  Slide Show نیز اسلاید را اجرا می کند و پروژه را به صورت Full Screen یا تمام صفحه نشان می دهد.
 
 
ایجاد انیمیشن در هنگام جابجایی اسلایدها
همانطور که پیش تر اشاره شد، در نرم افزار پاورپوینت می توان برای حرکت از اسلایدی به اسلاید دیگر، انیمیشن ایجاد کرد.
برای این کار از گزینه های بخش Transition to This Slide استفاده کنید.
 
 
شیوه کار به این صورت است که با کلیک بر روی هر اسلاید، می توانید یکی از طرح های انیمیشن این بخش را انتخاب کنید و آن را به اسلاید انتخاب شده اختصاص دهید. در این صورت در هنگام اجرای اسلایدها، مشاهده خواهید کرد که تغییر اسلاید و ورود به اسلاید بعدی همراه با انیمیشنی خواهد بود که شما به آن اختصاص داده اید.
 
درج صدا
علاوه بر انیمیشن می توانید از صداهای پیش فرض نرم افزار پاورپوینت برای تغییر بین اسلاید‌ها استفاده کنید. با استفاده از گزینه Transition Sound لیستی از صداها نمایش داده می شود که می توانید با کلیک بر روی دکمه Play از پنجره Custom Animation صدای آن را بشنوید. در صورتی که از عملیات درج صدا پشیمان شدید، گزینه No Sound را انتخاب کنید. 
 
سرعت انیمیشن بین اسلایدها
برای تنظیم سرعت انیمیشن بین یک اسلاید به اسلاید بعدی، از گزینه Transition Speed استفاده کنید. این گزینه دارای سه حالت Fast و Medium و Slow یا «سریع، متوسط و کند» است.
 
اختصاص یک انیمیشن به همه اسلایدها
اگر می خواهید همه اسلایدها با یک انیمیشن به یکدیگر منتقل شوند، یکی از انیمیشن ها را انتخاب و گزینه Apply To All را کلیک کنید.
 
حرکت اسلایدها به طور خودکار
اگر بخواهید اسلایدهایتان به صورت خودکار حرکت کند، یعنی اسلاید را به صورت یک فایل تصویری برای عده ای پخش کنید بدون اینکه صحبت کنید، می توانید از گزینه Advance Slide استفاده کنید. برای این کار با استفاده از گزینه Automatically After زمان نمایش هر اسلاید را به صورت دستی تنظیم کنید. اگر گزینه Apply to All را کلیک کنید، این زمان به تمام اسلایدها اختصاص داده خواهد شد. حال کافی است کلید F5 از صفحه کلید را اجرا کنید تا اسلایدهای شما با زمانی که برای نمایش هر اسلاید انتخاب کرده اید، نمایش داده شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 19 بهمن 1394

1- در سربرگ Page layout بر روی عنوان Breaks کلیک نما و در منوی ظاهر شده بر روی یکی از گزینه ها برای مثال Next Page کلیک کن

2- سپس در سربرگ Insert با کلیک بر روی Page Number یکی از حالات دلخواه شماره گذاری صفحات را انتخاب کن.

3- در همان منو می توانی عنوان Format Page Numbers را نیز مشاهده کنی بعد از انجام مرحله 2 این گزینه را نیز انتخاب کن و در پنجره باز شده گردالی start as را سیاه کن.

4- به صفحه بعد از فهرست برو و وارد بخش Footer آن شو. چک کن که در سر برگ Design عنوان Link to previous انتخاب نشده باشد.

5- به صفحه فهرست برو و وارد بخش Footer آن شو و شماره صفحه را پاک بنما و از نتیجه آن لذت ببر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 15 بهمن 1394


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :